سفرنامه تبریز 3
روز سه شنبه از شهر تبریز خارج شدیم تا به اسکو و کندوان سری بزنیم. خیلی خونه های سنگی جالب بودند.

چیزی که بیشتر از این خونه های کله قندی سنگی برای من جالب بود مرغ و خروس ها بودند که بیچاره ها کم مونده بود از دست من خودشون رو پرت کنن پایین کوه

میشه دیگه بسه .... به مامان میگم: "خسته شدم" ... "بغلم کن" میگه: سنگینی نمیتونم!!!

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفرنامه تبریز 3
